تبليغاتX
جک،اس ام اس، کلیپ تصویری و سرگرمی - جک سری هفته اسفند
- ترکه به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه کشکيه؟! ترکه ميگه: بابا من که راضيم، ننم هم که راضيه، فقط مونده شاه و دخترش! 

2- اصفهانيه داشته تو خيابون ميرفته که يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه . . . . .

3- ترکه شاکي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ ترکه ميگه: اصغرِ ان‌چهره! کارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش کنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ ترکه ميگه: اکبرِ ان‌چهره! 

4-  ترکه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره! 

5-  از ترکه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان! 

6- ترکه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينکه به نفر اول جايزه ميدن. ترکه يوخده فکر ميکنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟! 

7- ترکه ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنه‌اي خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. ترکه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. ترکه ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟ يارو ميگه: احتمالاً ايشون هم ‍! 2;واب هستن، چطور؟ ترکه ميگه: پس دمت گرم حالا که همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال کنيم! 

8- ترکه ميميره، اون دنيا در حيني که داشتن به حساب کتاباش رسيدگي ميکردن ميره پيش جبرئيل، ميگه: من از خدا يک سوال واجب دارم، ميشه برم بپرسم؟ جبرئيل ميگه: باشه، برو طبقة بالا در سمت راست، سوالت رو بپرس، زود برگرد. ترکه ميره طبقة بالا، در رو باز ميکنه، ميبينه خدا پشت يک ميز نشسته داره با يکي از فرشته‌ها ب! 07; حساباي مردم ميرسه. خلاصه سلام ميکنه ميره جلو، ميگه: خداجان، الهي گربان او بزرگيت بشم من، الهي فدات بشم... چرا تو دنيا اين همه ترک آفريدي؟! بري تو آذربايجان همه ترکند، بري تهران پر ترکه، بري بلوچستان، بري شمال، بري جنوب، غرب، شرق، بازم ترک پيدا ميشه... بري آلمان بازم ترک پيدا ميشه، بري کانادا، بري آمريکا بازم ترک پيدا ميشه... بري کرة م! اه بازم ترک پيدا ميشه! آخه خداجان، واسه چي اينقدر ترک آفريدي؟! خدا يکم ترکه رو نگاه ميکنه، به معاونش ميگه: اصگر... ايلده ببين اين چي ميگه بابا... هي وگت مارو ميگيرند! 

9- ترکه تصادف ميکنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميکنن نظر کارشناسي دادن. بالاخره بعد يک مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن که صداي افسره به جايي نميرسيده. ترکه شاکي ميشه، داد ميزنه: ساکت.. ساکت... ايلده ديگه اينجا کسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره! 

10- ترکه ميرسه سر يک صحنة تصادف، از يکي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! ترکه ميره تو فکر، بعد يک مدت يک بنده خداي ديگه مياد از ترکه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ ترکه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 22:43 توسط mr.joker |