========================================
دعاي پاس کردن درس: الهي ادرکني پاسا ترمي به نمرتي دهي و دوازدهي و حفظا من مشروطي و فلجا استادي و لغوا امتحاني بحق برفا و آلودگي جوا
--------------------------------------------------------------------------------------
ترکه از خواب میپره پاش میشکنه!!!
--------------------------------------------------------------------------------------
پسر عربه میره تو یه مغازه لوازم خونه میگه: آقا اگه من با کیرم این اتو رو بلند کنم چی بهم میدی؟ یارو هم میخنده میگه: خود اتو رو ببر! پسره هم بلند میکنه و اتو رو وَر میداره میبره. فرداش پسره با باباش میاد به صاحب مغازه میگه: با بابام اومدیم یه یخچال ببریم.
--------------------------------------------------------------------------------------
یارو میره دیوونه خونه میبینه همه تو صف واستادن دارن یکییکی تو یه سوراخه نگاه میکنن بعد دوباره میرن ته صف وامیسن. یارو کنجکاو میشه ببینه تو سوراخه چه خبره، خودش هم میره تو صف وامیسه و تو سوراخه رو نگاه میکنه هیچی نمیبینه، یه بار دیگه تو صف وامیسه بازم هیچی نمیبینه،از یکی میپرسه: شما چی رو نگاه میکنین؟ من که هر چی نگاه میکنم هیچی نمیبینم. یارو بهش میگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داریم این تو رو نگاه میکنیم هنوز هیچی نمیبینیم، تو میخوای با دو بار نگاه کردن چیزی ببینی؟
--------------------------------------------------------------------------------------
ارکست تو عروسی میگه سلام خدمت خانمای باکلاس لاس لاس لاس... . همه میگن چه بی تربیت. ارکست میگه ببخشید عیب از اکوس کوس کوس کوس!!!
--------------------------------------------------------------------------------------
رشتیه وانت میخره پشت وانته مینویسه:رسوای عالم مادر!!!
--------------------------------------------------------------------------------------
به تركه ميگن تو طرفدار كدوم تيم فوتبال هستي؟ ميگه قربون جدش برم آسد ميلان!!!
--------------------------------------------------------------------------------------
رشتیه ناراحت بود میپرسن چیشده؟ میگه : ديشب كه شب اول عروسيم بود بعد از SEX از روی عادت ۳۰۰۰تومن به زنم دادم ، اونم ۵۰۰ تومنشو برگردوند
--------------------------------------------------------------------------------------
لره داشته گريه میكرده براش دستمال كاغذی ميارن كه اشكاشو پاك كنه میگه : نه .. نه ، دستمال نيخوم ، سيم نوار بهداشتی بيارين ايخام خين گريه كونوم
--------------------------------------------------------------------------------------
یه روز سه نفر میرن پیش ازرائیل، اولی(امریكائی):ازرائیل كی میشه ما بزرگترین موشك دنیا رو بسازیم. ازرائیل:1500سال دیگه، اولی: میزنه زیره گریه ومیگه عمر من تا اون موقع كفاف نمیده. دومی( ژاپنی):ازرائیل كی میشه ما ریزترین كامپیوتر دنیا رو بسازیم. ازرائیل:1700سال دیگه، دومی میزنه زیر گریه میگه عمر من تا اون موقع كفاف نمیده. سومی(ترکه):ازرائیل كی میشه ما آدم بشیم. این بارازرائیل میزنه زیر گریه و میگه عمر من تا اون موقع كفاف نمیده...
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 17:13 توسط mr.joker
|
========================================
ترکه ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! ترکه ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي?
--------------------------------------------------------------------------------------
دو تا لره با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق ميدزدیدن
--------------------------------------------------------------------------------------
پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش کن "خودت چه طوري؟
--------------------------------------------------------------------------------------
يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت
--------------------------------------------------------------------------------------
قزوينيه مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه : ميپرسه: گرده؟ يارو ميگه: آره. قزوينيه ميگه: كونه؟! يارو ميگه: نه آقا، اين حرفها چيه. ميپرسه: سفيده؟ يارو ميگه: بله. ميگه: بالامجان كونه؟! يارو ميگه: نه جانم، كون نيست! قزوينيه ميپرسه: وسطش چاك داره؟! يارو ميگه: آره. ميگه: آهااا! فهميديم..بالام جان كونه؟! يارو ميگه: باباجان من كه گفتم نه! كون نيست! قزوينيه ميگه: سوراخ داره؟! يارو ميگه: نه. قزوينيه ميگه: اَاا... بالام جان اين چه كونيه كه سوراخ نداره؟
--------------------------------------------------------------------------------------
(گزيدهاي از ديوان: سپهري قزويني) اهل قزوينم، روزگارم بد نيست، مهد كودك دارم، با هفت هشت تا بچه ، توپولي و موپولي، بردهام تكتكشان، زير آن سرو بلند، پاي آن چوبه دار، آب را گل نكنيد ، جيش را ول نكنيد، شايد آن پايينتر، كودكي ميخورد آب، دوستي دارم من، باسن كلوب وا كرده، سور برپا كرده، چند چندتا كرده!
--------------------------------------------------------------------------------------
دکتر به زن و شوهر قزويني : تا حالا چند تا بچه آوردين ؟ زن : من هيچي آقاي دکتر . همه رو شوهرم مياره !
--------------------------------------------------------------------------------------
يه روز يه قزوینی داشته با كيرش درد دل ميكرده و ميگفته: من توي دنيا به تو خيلي بد كردم. خيلي اذيتت كردم. همش باهات شاشيدم. من شرمندتم اصلا به تو حال ندادم. اصلا تو رنگ كس نديدي..... در همين حال يهو يه گوز ميده. رو ميكنه به كونش و ميگه: تو ديگه حرف نزن به تو خيلي حال دادم.
--------------------------------------------------------------------------------------
سرگذشت یک پسر در دانشگاه قزوین: . سال اول = ()() . سال دوم = ( . ) . سال سوم = ( o ) . سال چهارم = ( () ) . شانس آورد فقط لیسانس بود!
--------------------------------------------------------------------------------------
دو تا قزويني داشتن با هم صحبت ميکردن اولي به دومي ميگه که من 1 هفته است که با زنم سکس نداشتم دومي ميگه زنت پريود بود ميگه ني بابا اسهال داشته ...
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 13:24 توسط mr.joker
|
از رشتیه می پرسن توی شهر شما دختر نجیب هم پیدا میشه؟ رشتیه میگه: پیدا می شه ولی هزار تومن گرونتره!!!
یه رشتی میره پیش دکتر میگه آقای دکتر من چهارتا بچه دارم. دیگه
نمیخوام بچه دار بشم. دکتر میگه خوب از کاندوم استفاده کن. رشتیه
میگه دکتر اولی رو از کاندوم استفاده کردم ولی خانم حامله شد دکتر میگه
خوب به زنت بگو ای یو دی بزاره. میگه آقای دکتر دومی رو ای یو دی گذاشت
ولی باز حامله شد دکتر میگه خوب بگو قرص ضد حاملگی بخور. گفت خورد ولی
بازم حامله شد. دکتر گفت خوب بابا دیگه نکن رشتیه گفت بابا آخری رو
هم نکردم ولی حامله شد.
از زن رشتیه میپرسن: شما موقع عشق بازی با شوهرتون حرف هم میزنید؟ میگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره
یه بچه توی قزوین گم میشه پلیس اعلام میکنه که هرکی این بچه را پیدا
کرده امشب را که هیچ ولی فردا شب بیاد تحویلش بده تا ما پس فردا اون را به
خونواده اش تحویل بدیم
یه روز یه نقر یکی از مامورای ۱۱۰ رو کشت. از فردا بهشون میگفتن ۱۰۹
به ترکه میگن از قفل فرمونت راضی هستی؟ میگه آره فقط سر پیچ ها یه کم اذیت میکنه!
از لره نوار مغزی میگیرن، میبینن ۲۰ دقیقه اولش خالیه!
ترکه میره عروسی و میبینه یکی بسته هزاری، یکی دیگه داره
۲هزاری میریزن سر عروس. جو میگیرتش، کارت اعتباریش رو در میاره میکشه لای
پستونای عروس!
ترکه یه سگ داشته که دست و پا نداشته. یه روز دزد میاد خونش سگه رو میزاره تو فرقون دنبال دزدا میکنه!!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 15:21 توسط mr.joker
|
آيا ميدانيد :
اولين هنرستان فنی و حرفه ای در ايران توسط كورش كبير
در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 13:36 توسط mr.joker
|
آیا میدانستید ؟؟؟
حیواناتی چون سگ و گربه تنها از طریق نفس زدن تند ، تند به دفع گرمای
بدن خود می پردازند و بدین علت است که سگ در هوای گرم دهان خود را
باز کرده و له له می زند ، تا بدینگونه از حرارات و گرمای بدن خود بکاهد
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 13:32 توسط mr.joker
|
آيا ميدانيد :
داريوش برای اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان
املاک - سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 13:21 توسط mr.joker
|
تركه
ميره گل فروشي ميگه گل بنفشه دارين؟يارو ميگه نه،تركه ميپره و تخماي
گلفروشه رو ميگيره، گلفروشه ميگه ولم كن،تركه ميگه زنم گفته اگه گل بنفشه
نداشت،تخمش رو بگير
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 16:43 توسط mr.joker
|
ترکه میره جهنم دمپایشو پرت میکنه توی بهشت به خدا میگه برم بیارمش
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 17:43 توسط mr.joker
|
تركه يه جسد رو ميبره پزشك قانوني جواز دفن بگيره
ميگن چي شد مرد
ميگه سم خورده
ميگن چرا صورتش زخميه
ميگه آخه نمي خورد
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 17:42 توسط mr.joker
|
پسر تركه ميره پيش يك افسره پليس، ازش ميپرسه:
ببخشيد ساعت چنده؟ يارو ميگه: ده دقيقه به ده. ميگه: ساعت ده بيا بكنمت!
بعد هم ميزنه به چاك، افسره هم ميفته دنبالش. پسره ميدوه تو خونشون، درو
پشت سرش ميبنده. پليسه در خونه رو ميزنه، تركه مياد دم در، ميگه:
بعله؟ افسره نفس-نفس زنان ميگه: آقا اين چه وضعيه؟! پسرتون به من گفته
ساعت ده بيا بكنمت!! تركه هم ميگه: خوب بابا چه خبرته؟! هنوز كه پنج
دقيقه مونده
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 15:1 توسط mr.joker
|
ملکة انگليس داشته از يک بيمارستان بازديد
ميکرده، وارد يك اتاق ميشن، ميبينن مريضه داره رو تخت جلق ميزنه! ملکه جا
ميخوره از رئيس بيمارستان ميپرسه : اوه! آقا خواهش ميکنم بفرماييد اين چه
وضعيتي است؟ رئيس بيمارستان جواب ميده: چيزه! بله! ببخشيد! يادم اومد. اين
مريض ميزان ترشح اسپرمش خيلي زياده، اگر روزي ۵ بار تخليه نکنه حالش وخيم
ميشه! ملکه ميگه : عجب! حالا فهميدم! خلاصه ازونجا رد ميشن، تو بخش بعدي
وارد يك اتاق ميشن، ميبينن يك پرستاره داره براي يک مريض ساک ميزنه!
ايندفعه قبل ازينکه ملکه سئوال کنه، دکتره ميگه : اين مريض هم همون مشکل
رو داره، ولي اين بخش خدمات بهتري ارائه ميده
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 14:59 توسط mr.joker
|
يك بابايي زنگ ميزنه سر كار به رئيسش ميگه:
آقارضا، من امروز اصلاً ناي تكون خوردن ندارم، از سر تا نوكِ پام درد
ميكنه! شرمندتم، امروز نميتونم بيام دفتر. رئيسش ميگه: بابا ما امروز
جلسه داريم، نمينوني كه نياي. ببين من يك راه حلي بلدم سه سوت رو به راه
ميشي: من هروقت صبح پا ميشم ميبينم حالم خرابه، به زنم ميگم يك ساك
اساسي بزنه، به جون تو يهو آدم جون ميگيره! يارو هم ميگه: باشه، حالا يك
امتحان ميكنم، بعد بهت زنگ ميزنم. يك ساعت بعد، دوباره زنگ ميزنه به
رئيسش ميگه: آقا رضا قربون پيشنهادت! به جان تو ميزونِ ميزون شدم، الانم
پا ميشم ميام دفتر، فقط خودمونيم آقارضا، اين خانومت عجب ساكي ميزنه
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 14:58 توسط mr.joker
|
شب اول عروسی زنه ترکه به شوهرش میگه بس چرانمی کنیدترکه میگه خفه شو من زن گرفتم تاازاین کثافت کاریهانکنم
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 14:56 توسط mr.joker
|
ترکه ميره جهنم ميبينه همه دارن ترتيب همديگه رو ميدن! ميپرسه: اينجا چه خبره؟ ميگن: هر كسي به هر كي كه تجاوز كرده، حالا بايد پس بده! ترکه ميگه: واي . . . . . اون خره
:)))))):
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 10:42 توسط mr.joker
|
رشتيه داشته با پسرش از يك دهي رد ميشده، پسرش ازش ميپرسه: باباجون، چرا اين آقاهه داره پستوناي اين گاوه رو ميماله؟!
رشتيه ميگه: واسه اينكه اين آقا ميخواد اين گاوو بخره، ميخواد مطمئن شه كه مريض نيست.
پسره يهو هول ميكنه، ميگه: ااا…بابايي… يعني اكبرآقا هم ميخواد مامانو بخره؟!
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 18:22 توسط mr.joker
|
یه رشتی به دوستش میگه : جایی رو سراغ دارم اگر بریم شام میدن… تریاک میدن بکشیم… انواع مشروبات میدن بخوریم… و کلی هم حال میدن و حمام مجانی و آخر سر ۵۰۰۰ تومان هم میدن! دوستش میگه : کجاست؟ رشتیه میگه : خودم نرفتم زنم رفته!!!
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 18:20 توسط mr.joker
|
رفیق رشتیه میاد خونش مهمونی. وارد اتاق كه میشه، میبینه یه تفنگ به دیوار آویزونه. می پرسه: این واسه چیه؟ رشتیه میگه: واسه حفظ ناموس! خلاصه یارو حساب كار خودشو می كنه. شب ردیف تو اتاق خوابیده بودند،
زنه میگه: {با خروپف}تفنگ خرابه!
دخترش میگه: {خروپف} فشنگ نداره!
رشتیه میگه: منم كه خوابم
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 18:8 توسط mr.joker
|
فحشهاي تركي: از جلوي چشمام خفه شو . كثافت مرض
.با من گوه نخور. وقتي با من حرف مي زني دهنتو ببند . خودت گير عجب آدم
گوهي افتادي.گردن درازي مي كني زبون كلفت. ريدم تو كلاهي كه مي خواي سرم
بذار
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 2:11 توسط mr.joker
|
یه روز یه ترکه یه رشتیه را با تفنگ دنبال
میکنه و میگه که باید زن تو بدی به من یه شب پیشم بمونه.رشتیه از ترسش
میده.بعد از یک روز ترکه بر میگرده زن رشتیه را پس میده.و ترکه به رشتیه
میگه ها ها ها گولت زدم تفنگ خالی بود.رشتیه هم میگه هاهاها این که زنم
نبود خواهرم بود………
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 1:50 توسط mr.joker
|
ترکه میره جهنم دمپایشو پرت میکنه توی بهشت به خدا میگه برم بیارمش
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 1:43 توسط mr.joker
|
پسر تركه ميره پيش يك افسره پليس، ازش ميپرسه:
ببخشيد ساعت چنده؟ يارو ميگه: ده دقيقه به ده. ميگه: ساعت ده بيا بكنمت!
بعد هم ميزنه به چاك، افسره هم ميفته دنبالش. پسره ميدوه تو خونشون، درو
پشت سرش ميبنده. پليسه در خونه رو ميزنه، تركه مياد دم در، ميگه:
بعله؟ افسره نفس-نفس زنان ميگه: آقا اين چه وضعيه؟! پسرتون به من گفته
ساعت ده بيا بكنمت!! تركه هم ميگه: خوب بابا چه خبرته؟! هنوز كه پنج
دقيقه مونده
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 1:35 توسط mr.joker
|
يك بابايي زنگ ميزنه سر كار به رئيسش ميگه:
آقارضا، من امروز اصلاً ناي تكون خوردن ندارم، از سر تا نوكِ پام درد
ميكنه! شرمندتم، امروز نميتونم بيام دفتر. رئيسش ميگه: بابا ما امروز
جلسه داريم، نمينوني كه نياي. ببين من يك راه حلي بلدم سه سوت رو به راه
ميشي: من هروقت صبح پا ميشم ميبينم حالم خرابه، به زنم ميگم يك ساك
اساسي بزنه، به جون تو يهو آدم جون ميگيره! يارو هم ميگه: باشه، حالا يك
امتحان ميكنم، بعد بهت زنگ ميزنم. يك ساعت بعد، دوباره زنگ ميزنه به
رئيسش ميگه: آقا رضا قربون پيشنهادت! به جان تو ميزونِ ميزون شدم، الانم
پا ميشم ميام دفتر، فقط خودمونيم آقارضا، اين خانومت عجب ساكي ميزنه
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 0:0 توسط mr.joker
|
دانشمند
اردبيلی يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه
ميكرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه: ازش آب ميچيكه ولي
معلوم نيست كجاش سوراخه
+
نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:18 توسط mr.joker
|
تركه يه جسد ميبره پزشك قانوني . بهش ميگن چرا مرد. ميگه:سم خورده ميگن پس چرا زخميه ميگه : آخه نميخورد
+
نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 19:8 توسط mr.joker
|
یه روز یه اصفهانی و یه
تهرانی ۰و یه قزوینی می میرند.آنقدر به خدا التماس می کنند تا اینکه خدا
با برگشتن آنها به دنیا موافقت می کنه به شرطی که دیگه گناه نکنند وگرنه
سنگ می شوند. خلاصه آنها به دنیا برمی گردند.همان اول کار تهرانیه یه
دختره را میبینه و می افته دنبالش. همان دم سنگ میشه.بعد مدتی اصفهانیه یه
۵ تومانی روی زمین می بینه خم میشه که برداره قزوینیه می گه : خاک تو سرت
. هم خودت رو بدبخت کردی هم منو
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 12:37 توسط mr.joker
|
قزوینیه به جنیفر لوپز میگه : آخه تو كه اینقدر با كلاسی ، اینقدر خوشكلی اینقدر محبوبی پس واسه چی نماز نمی خونی
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 12:16 توسط mr.joker
|
تركه سوار اتوبوس ميشه بغلش يه زن ميشينه زنه
ميشينه رو كت تركه .-.تركه به زنه ميگه خانوم ك.و.نتون رو از رو كتم
برداريد زنه ميگه بي تربيت بگو باسن بعد از ۵ دقيقه دوباره زنه ك.ونش رو
ميذاره رو كت تركه ، تركه ۵ دقيقه با خودش كلنجار ميره يادش نمياد كه زنه
چي بهش گفت رو ميكنه به زنه ميگه خانوم ببخشيد اسم ك.ونتون چي بود؟؟؟
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 11:49 توسط mr.joker
|
قمه زنی زنان محرم 86
برای دین عکس به ادامه متن بروید ..
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 11:16 توسط mr.joker
|
تركا
يه نفرو محكوم به اعدام در اتاق گاز مي كنن . وقتي مي برنش مي بينه اتاق
سقف نداره . ميگه : اين چه اتاق گازيه كه سقف نداره ؟ تركا مي گن : كپسول
گاز كه خورد تو سرت مي فهمي
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 13:17 توسط mr.joker
|
مي دو ني چرا دختر ها موبايلشون را رو سينه شون مي ان دازند و پسر ها به كمرشون ميبندند ؟؟ چون كه روي تپه و كنار دكل خوب انتن ميده
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 18:42 توسط mr.joker
|
ترکه میره جهنم دمپایشو پرت میکنه توی بهشت به خدا میگه برم بیارمش
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 18:24 توسط mr.joker
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 18:15 توسط mr.joker
|
يك بابايي ميميره، ميره جهنم. اونجا ميبرنش تو
يك اتاقي، ميبينه مدونا لخت خوابيده رو تخت! بهش ميگن: خوب حالا تا جون
داري بايد بكني! يارو خوشحال ميشه، ميپره رو بدبخت مدونا، سه ساعت تا
دسته ميكنه! بعد كه خوب از نفس ميافته، بلند ميشه، ميبينه يك عربه اومده
تو اتاق. بهش ميگه: اين عذاب جهنم كه ميگفتن اونقدر ها هم بد نيست ها!
عربه ميگه: ولك تازه واردي؟! يارو ميگه: آره، چطور مگه؟ عربه ميگه: تا
اينجاش عذاب مدونا بود، حالا ولك بخواب نوبت تو
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 17:59 توسط mr.joker
|
آخونده داشته ترتيب يك بدبختي رو ميداده، يهو
منكرات ميريزن، ميبرنشون دادگاه ويژه روحانيت. خلاصه دادگاه تشكيل ميشه و
آخري قاضيه حكم ميكنه كه آخونده بايد بيست ضربه شلاق بخوره، اونيكي صد و
بيست ضربه! اون بدبختي كه كونش گذاشته شده بوده شاكي ميشه، ميگه: حاج آقا!
اين مرتيكه ترتيب مارو داده، چرا من بايد شيش برابر شلاق بخورم؟! قاضيه
ميگه: حكم تو بيست ضربش مال عمل لواطه، صد ضربش بخاطرِ پشت كردن به روحانيت
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 17:28 توسط mr.joker
|
شب اول عروسی زنه ترکه به شوهرش میگه بس چرانمی کنیدترکه میگه خفه شو من زن گرفتم تاازاین کثافت کاریهانکنم
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 17:27 توسط mr.joker
|
زنه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر كمكم كنيد، من
هركار ميكنم نميتونم جلوي خودم رو بگيرم، همش ميخوام بدم! دكتره ميگه:
خوب خانم تو سن شما اين طبيعيه! شما بايد ازدواج كنيد. زنه ميگه: آقاي
دكتر الان چهارساله ازدواج كردم، ولي كمكي نميكنه، هنوز همش ميخوام بدم!
دكتره ميگه: خوب بعضي موارد پيش ميد كه هورمونهاي جنسي زياد فعاليت
ميكنند، شما سعي كنيد يك دوست پسر پيدا كنيد تا ارضاتون كنه. زنه ميگه:
والله آقاي دكتر، ۱۵ تا دوست پسر دارم، ولي كافي نيست، باز هميشه ميخوام
بدم! دكتره كف ميكنه، ميگه: خوب در موارد خيلي نادر، عواطف فاميلي باعث
ميشه فرد به ارضاي جنسي نرسه. شما سعي كنيد با يكي دو تا از اهالي فاميل
رابطه صميميتر برقرار كنيد. زنه ميگه: والله آقاي دكتر، با همة مرداي
فاميل رابطه دارم، ولي بازم كافي نيست، همش دلم ميخواد بدم! دكتره شاكي
ميشه، داد ميزنه: خانم شما مريضيد!! زنه ميگه: قربون دهنت آقاي دكتر!
اينو به شوهرم بگيد كه صبح تا شب ميگه من جندم
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 17:26 توسط mr.joker
|
دوتا خانومه نشسته بودن تو تاكسی، همينجور
داشتند از هر دری صحبت میكردند. يكيشون بر میگرده به اونيكی ميگه، شما
شغلتون چيه؟ يارو جواب ميده: والله من كارم نسبتا راحته، صبح پا ميشم
صبحونه میخورم، ميرم بيرون يك دوری اطراف میزنم، ميام خونه دوش
ميگيرم، دوباره میرم بيرون،يك مقدار تو خيابون پرسه میزنم، ميام خونه
دوش ميگيرم، بعد ناهار میخورم، میرم بيرون يك مقدار میگردم، دوباره
ميام خونه يك دوش میگيرم، بعد میرم باز چند ساعت قدم میزنم، بر میگردم
خونه دوش ميگيرم، میخوابم… شما شغلتون چيه؟ اونيكی زنه جواب میده: والله
منم مثل شما جندم، منتها اينقدر وسواس ندارم
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 17:25 توسط mr.joker
|
چیه دیگه نمیخوای بدی ؟
توبه کردی؟؟؟؟؟؟
وقتی یه بار دادی دیگه نباید جا بزنی .
.
.
دیگه حداقل روزی یه بار رو باید بدی .
.
.
این قانون sms دادنه
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 16:39 توسط mr.joker
|
انسانهای خوشبین و بدبین هر دو برای جامعه مفید هستند. خوشبین هواپیما را اختراع می کند و بدبین چتر نجات را
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 16:22 توسط mr.joker
|
يك بابايي ميره پيش ملاي شهر، ازش ميپرسه:
حاجآقا، اگه كسي از اذان صبح تا اذان ظهر بادي ازش خارج نشه، وضوش باطل
نميشه؟ جناب ملا ميپرسه: شما مطمئن هستي؟ يارو ميگه: بعله حاجآقا.
حاجآقا هم ميگه: بعله وضو ش صحيحه، ميتونه نماز ظهر رو بخونه. دوباره
يارو گير ميده كه: حالا اگه تا نماز بعد هم بادي خارج نشه، چطور؟ حاجآقا
كف ميكنه، ميگه: شما كاملاٌ مطمئني؟ يار ميگه: مطمئنم حاج آقا. ايشون هم
ميگه: بعله، ميتونه نماز بعدي رو هم بخونه. خلاصه يارو همينجور ميره جلو
تا ميرسه به نماز عشاء. يهو حاج آقا داد ميزنه: شيرحسن اون درو ببند، كوني
كه از صبح تا شب بادي ازش خارج نشه کردن داره
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 16:14 توسط mr.joker
|
رشتيه ميره دكتر، ميگه آقاي دكتر من ديروز رفتم خانه
دكتره ميگه: خب؟
هيچي قربان تو بشم، من يه چايي خوردم
خب
ديدم خانم صدايي ازش نيست
يه چايي خوردم
ديدم لباسهاي خانم وسط اتاق ولوه
خب؟
هيچ چي دكتر جان، خيلي شك كردم، يه چايي خوردم
خب؟
خب به جمالت دكتر جان، آمدم ديدم خانم با يه آقاي غريبه رو تخت خوابيدن
تو چي كار كردي؟
من ولله خيلي عصباني شدم، يه چايي خوردم
بعد
بعد هيچي، خانم با اون آقا كارشون وخيم شد
تو چي كار كردي؟
سر ضرب يه چايي خوردم
خوب؟
جانم براتون بگه رفتم ديدم خانم با آقا داخل همديگه شدن
خب عزيزم تو چيكار كردي؟
خب دكتر جان بلافاصله آمدم خدمت شما ببينم اين همه چايي كه من خوردم ضرر نداره؟
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 16:12 توسط mr.joker
|
تركه رفته بوده بانک داشت قسط ماهيانه شو
پرداخت ميكرد، همينطور هم اشک ميريخت. رييس بانک دلش ميسوزه و ازش ميپرسه
من شما رو شش ماهه ميبينم كه هر بار قسط پرداخت ميكنی گريه ميكنی؛ مشكلت
چيه . ترکه ميگه: شانس نداريم كه، همه كيف پيدا ميكنن توش پوله ولی من يه
كيف پيدا كردم توش پر از اين برگه های اقساطی بود
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 16:1 توسط mr.joker
|
از رشتیه میپرسن چه روزای
با زنت حال میکنی میگه:همه روزا به جز پنجشنبه و جمعه ها!! میپرسن چرا؟
میگه: اووو.. پنجشنبه جمعه ها اینقدر سرش شلوغه که به خودم نمیرسه
+
نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 15:9 توسط mr.joker
|